ای نکویان که در این دنیائید / یا از این بعد به دنیا آئید
اینکه خفتست در این خاک منم / ایرجم ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجا / یک جهان عشق نهان است اینجا
عاشقی بوده به دنیا فن من / مدفن عشق بود مدفن من
هرکه را روی خوش و خوی نکوست / مرده و زندۀ من عاشق اوست
آنچه از مال جهان هستی بود / صرف عیش و طرب و مستی بود
من همانم که در ایام حیات / بی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح روان در تن بود / شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت زدنیا بستم / باز در راه شما بنشستم
گرچه امروز به خاکم مأواست / چشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمی / بگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنید / در دل خاک دلم شاد کنید
برچسب:
نویسنده: پارسا عباسیان